درباره ما

و او کلمه را آفرید

سال ها پیش وقتی در اولین دوره آموزش چگونگی تدریس (TTC مخفف Teaching Training Course) شرکت کردم، استادی داشتم که دکترای ادبیات انگلیسی از آکسفورد داشتند.

در آن دوره اولین چیزی که از ایشان به خاطر می آورم قبل از هر مطلب انگلیسی، درس فروتنی است. اولین جلسه ایشان گفتند، می خواهم یک عبارت طلایی در انگلیسی را یادتان دهم.

I don’t know.

نمیدانم.

و در ادامه گفتند از این عبارت وقتی لازم بود استفاده کنید، هیچ اشکالی ندارد اگر چیزی را بلد نباشید. ولی به زبان آموز بگویید می پرسم و جواب را می گویم.

و توضیح شان درس فروتنی به من داد.

توضیح شان این بود: “من (استاد) کمی انگلیسی بلدم.”

هنور تاثیری که این حرف روی من داشت را به خوبی به خاطر می آورم. فارغ التحصیلِ آکسفورد، دکترای ادبیات انگلیسی؟؟؟؟؟

این قصه را گفتم به این دلیل که عرض کنم، زبان بسیار بسیار گسترده است.

من برادری دارم که فوق لیسانس ادبیات فارسی اش را از دانشگاه تهران، با معدل بالا گرفت. پول چند پورشه را صرف خرید کتاب (و نگهداری همه شان) کرده است. در یک دانشگاه معتبر درس می دهد. هر از گاهی وقتی از او در زمینه دستور، سوالی می پرسم- در کمال فروتنی – می گوید:

“دستور تخصص من نیست، یک کتاب بهت معرفی می کنم.”

و در آخر حرف خود من: “من کمی انگلیسی بیشتر از شما بلدم، همین.”

و اجازه دهید برای بهتر جا افتادن موضوع یک مثال از زبان مادری مان – که بهتر از بلبل آن را حرف می زنیم – بیاورم.

البته آنچه به خاطرم بیاید و در حوصله و فضای این متن باشد.

انواع “سلام” یا “سلام دادن” در فارسی:

سلام- وقت بخیر- صبح بخیر- ظهر بخیر- عصر بخیر- سلام علیکم- به به سلام- سلام به روی ماهت- روز بخیر- مزاحم شدم؟- مزاحم که نشدم؟- حالتون چطوره؟ (کسانی که میخواهند پیش سلام نباشند.)- سام علیکم- مخلصم- ارادت- چاکرم- نوکرم- ارادتمندم- آقا زیر پاتون رو نگاه کنید._ و حتی گاهی فقط یک سوت

دیدید؟! تازه مطمئنم کلی کلمه و عبارت های دیگر به ذهن شما آمد که من ننوشتم شان.

خب، یک کلمه، به این سادگی و این همه معادل؟!

تازه آن هم به زبان مادری که سال هاست تکرار و تمرین اش می کنیم.

جسارت می کنم و می گویم؛ مسئله ی حرف نزدن به انگلیسی برای خیلی از ما، گاهی تمرکز غلط مان می باشد، روی چه؟

ما روی چیزی که بلد نیستیم تمرکز می کنیم.

و چیزهایی را که بلدیم نادیده می گیریم.

اگر فقط دو کلمه یا عبارت برای سلام بلدید، آفرین!

از آن استفاده کنید.

سال ها پیش دوستی داشتم که هر چه در انگلیسی بلد بود- که چیزهای زیادی هم نبود- را با یک ing می گفت و به زور حرفش را به دیگران می فهماند.

شاید من در خیلی جنبه ها هنوز مثل او نیستم، ولی

بیاییم از امروز نه فقط در زمینه ی انگلیسی بلکه در تمام بخش های زندگی مان، به چیزهایی که داریم توجه کنیم و از آن ها استفاده کنیم.

فعلا در هر حد و حدودی انگلیسی بلدیم، با یک شخص امن (کسی که مسخره مان نکند و ازمان ایراد نگیرد) تمرین کنیم.

پس لطفا از هر تعدا کلمه ای که بلدیم؛

استفاده کنیم، استفاده کنیم و استفاده کنیم.

LEARNING A NEW LANGUAGE IS JUST PRACTICE.

یادگیری یک زبان جدید فقط تمرین کردنِ آن است.

خداوند همراهمان است.

من فریبا نیک پور هستم.

در تجربه کاری ام می توانم به دو مورد از جدی ترین مسائلی که زبان آموزان با آن درگیر بوده اند، اشاره کنم.

اول، اضطراب محیط های آموزشی و یادگیری زبانی دیگر است. همه مان وقتی قرار باشد چیز جدیدی را که در حال آموختن آن هستیم، ارائه کنیم، دچار اضطراب و نگرانی می شویم. چون هنوز در آن زمینه ماهر نشده ایم.

حال اگر این ارائه به صورت حرف زدن باشد همه آدم ها – حتی هنرپیشه های هالیوود ­- دچار ترسی به نام “ترس از صحنه” می شوند.

دومین مسئله بارز در آموختنِ زبان، مبحث گرامر (دستور زبان) است.

گرامر یا دستور زبان – در هر زبانی – جز بخش های سخت و کسل کننده است.

خیلی از زبان آموزان (حتی بعضی از اساتید) از آن گریزانند.

با پیروی از بعضی مِتُد مرسوم در آموزش، سعی من در این سایت بر این است که زبان را در محیطی آرام با حداقل گرامر یاد بگیریم.

در این راستا، مطالب آمورشی با این دو رویکرد ارایه خواهد شد.

از خداوند در این راه کمک می خواهم و از این که کنار شما هستم، خوشحالم.