داستان کوتاه انگلیسی ساده با ترجمه

داستان کوتاه انگلیسی به مدرسه رفتن مِری را بشنویم:

Mary was an English girl, but she lived in Rome. She was six years old. Last year her mother said to her, “you’re six years old now, Mary, and you’re going to begin going to a school here. You’re going to like it very much, because it’s a nice school.

“Is it an en English school?” Mary asked.

“Yes it is.” Her mother said.

Mary went to the school, and enjoyed her lessons. Her mother always took her to school in the morning and brought her home in the afternoon. Last Monday her mother went to the school at 4 o’clock, and Mary ran out of her class.

“We’ve got a new girl in our class today. Mummy.” She said.

“She’s six years old too, and she’s very nice, but she isn’t English. She’s German.”

“Does she speak English?” Mary’s mother asked.

“No, but she laughs in English.” Mary said happily.

مِری دختری انگلیسی بود ولی او در رُم زندگی میکرد. او شش سالِ بود. پارسال مادرش به او گفت: “تو الان شش ساله ای، مِری، و اینجا به مدرسه خواهی رفت. تو عاشق مدرسه ات میشوی، برای اینکه آن مدرسه ی خوبی است.”

“آن مدرسه انگلیسی است؟” مِری پرسید.

“بله، انگلیسی است.” مادرش جواب داد.

مِری به مدرسه رفت و از درسهایش لذت برد. مادرش همیشه صبح ها او را به مدرسه میبرد و عصرها به خانه برمیگرداند. دوشنبه ی پیش مادرش ساعت 4 به مدرسه رفت، و مِری از کلاسش بیرون دوید.

“مامان، ما امروز دختر جدیدی در کلاسمان داشتیم.” مِری گفت.

“او هم شش ساله است، و خیلی خوب است، اما او انگلیسی نیست، آلمانی است.”

“او انگلیسی حرف میزند؟” مادر مِری پرسید.

“نه، ولی به انگلیسی میخندد.” مِری با خوشحالی گفت.

Was: به معنای بودن to be گذشته فعل

English: انگلیسی

Lived: به معنای زندگی کردن to live گذشته فعل

Last year: پارسال

Said: به معنای گفتن to say گذشته فعل

To begin: شروع کردن

To go: رفتن

To like: دوست داشتن

Very much: خیلی زیاد

Because: برای اینکه

Nice: خوب

Asked: به معنای پرسیدن to ask گذشته فعل

Went: به معنای رفتن to go گذشته فعل

Enjoyed: به معنای لذت بردن to enjoy گذشته فعل

Lessons: درس ها

Always: همیشه

Took: به معنای بردن to take گذشته فعل

Morning: صبح

Brought: به معنای آوردن to bring گذشته فعل

Home: خانه

Afternoon: عصر

Monday: دوشنبه

Ran: به معنای دویدن to runگذشته فعل

Got: به معنای داشتن to get گذشته فعل

New: جدید

German: آلمانی

To speak: حرف زدن

To laugh: خندیدن

Happily: با خوشحالی