داستان انگلیسی ساده

داستان انگلیسی کوتاه "The cupboard" را بشنویم:

Miss Green had a very heavy cupboard in her bedroom. Last Sunday she said: “I don’t like this cupboard in my bedroom. The bedroom’s very small, and the cupboard’s very big. I’m going to put it in a bigger room.” But the cupboard was very heavy, and Miss Green was not very strong. She went to two of her neighbors and said: “please carry the cupboard for me.” Then she went and made some tea for them.

The two men carried the heavy cupboard out of Miss Green’s bedroom and came to the stairs. One of them was in front of the cupboard, and the other was behind it. They pushed and pulled for a long time, and then they put the cupboard down.

“Well,” one of the men said to the other, “we’re never going to get this cupboard upstairs.”

“Upstairs?” the other man said. “Aren’t we taking it downstairs?”

دوشیزه گرین بوفه ی سنگینی توی اتاق خوابش داشت. یکشنبه پیش گفت: “این بوفه را توی اتاق خوابم دوست ندارم. اتاق خواب خیلی کوچک و بوفه خیلی بزرگ است. من آنرا در اتاق بزرگتری قرار خواهم داد.” اما بوفه خیلی سنگین بود، و خانم گرین خیلی قوی نبود. او پیش دوتا از همسایه هایش رفت و گفت: “لطفا بوفه را برای من جابجا کنید.” سپس او رفت تا برای آنها چای درست کند.

مردها بوفه ی سنگین را از اتاق خواب دوشیزه گرین تا دم پله ها بیرون آوردند. یکی شان جلوی بوفه، و آن یکی پشت آن بود. آنها برای مدتی طولانی بوفه را عقب و جلو کردند و بالاخره آن را روی زمین گذاشتند.

“خوب،”  یکی ار آنها به دیگری گفت، “ما هرگز نمیتونیم این بوفه را ببریم طبقه ی بالا.”

“طبقه ی بالا؟” اون یکی گفت، “اینو نمیبریم طبقه ی پایین؟”

Miss: دوشیزه

Heavy: سنگین

Cupboard: بوفه

Said: past form of say

Say: گفتن

Small: کوچک

Big: بزرگ

Strong: قوی

Was: past form of is

Is: هست

Went: past form of go

Go: رفتن

Neighbor: همسایه

Carry: جابجا کردن

Made: past form of make

Make: درست کردن

Out: بیرون

Stairs: پله ها

In front of: جلوی

Behind: پشت

Push: کشیدن

Pull: هل دادن

Put down: پایین گذاشتن

Never: هرگز

Upstairs: طبقه بالا

Downstairs: طبقه پایین