ماشین چمن زنی

داستان ماشین چمن زنی را بشنویم:

Mrs. Jones did not have a husband, but she had two sons. They were big, strong boys, but they were lazy. On Saturdays they did not go to school, and then their mother always said: “please cut the grass in the garden this afternoon, boys.” The boys did not like it, but they always did it.

Then somebody gave one of the boys a magazine, and he saw a picture of a beautiful lawn-mower in it. There was a seat on it, and there was a woman on the seat.

The boy took the picture to his mother and brother and said to them: “look, that woman’s sitting on the lawn-mower and driving it and cut the grass. We want one of those.”

‘One of those lawn-mowers?” his mother asked.

“No,” the boy said. “We want one of those women. Then she can cut the grass every week.”

خانم جونز شوهر نداشت ولی دو پسر داشت. پسرها بزرگ و قوی، ولی تنبل بودند. شنبه ها مدرسه شان تعطیل بود. بنابراین همیشه مادرشان به آنها میگفت: “بچه ها لطفا چمن های باغچه را بعدازظهر کوتاه کنید.” پسرها این کار را دوست نداشتند ولی همیشه آنرا انجام میدادند.

تا اینکه کسی به یکی از پسرها مجله ای داد. و او عکس ماشین چمن زنی زیبایی را در آن دید. ماشین چمن زنی صندلی ای داشت و خانمی روی آن نشسته بود.

پسر عکس را پیش مادر و برادرش برد و به آنها گفت: “ببینید، آن خانم نشسته روی ماشین چمن زنی و آنرا میراند و چمن ها را کوتاه میکند. ما یکی از آنها را لازم داریم.”

“یکی از آن ماشینهای چمن زنی؟” مادرش پرسید.

“نه،” پسر گفت. “ما یکی از آن خانم ها را لازم داریم. به این ترتیب او میتواند هر هفته چمن ها را کوتاه کند.”

Husband: شوهر

past form of: گذشته ی

Had past form of have

To have: داشتن

Son: فرزند پسر

Were past form of be

To be: بودن

Strong: قوی

Lazy: تنبل

Saturday: شنبه

Always: همیشه

Said past form of say

To say: گفتن

Cut: کوتاه کردن

Grass: چمن

Garden: باغ

Afternoon: بعدازظهر

Like: دوست داشتن

Did past form of do

To do: انجام دادن

Somebody: کسی

Gave past form of give

To give: دادن

Magazine: مجله

Saw past form of see

To see: دیدن

Picture: عکس

Beautiful: قشنگ، زیبا

Lawn-mower: ماشین چمن زنی

Was past form of be

To be: بودن

Seat: صندلی

Woman: خانم

Took past form of take

To take: بُردن

To look: نگاه کردن

To drive: راندن

Want: خواستن

Women: خانم ها

Week: هفته